مورد علاقه ها 0

انواع مختلف نبض ساده و مرکب در طب سنتی

نبضشناسی در طب سنتی- عطار ایرانی

نبض در طب سنتی انواع مختلفی دارد که به طور خلاصه آن ها در ادامه توضیح داده ایم. توجه شما را به انواع نبض جلب می کنیم:

همواره نبض شناسی ، یکی از مهمترین و اساسی ترین مسائل پزشکی قدیم را تشکیل می داده است ولی در دوره کنونی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پزشکان قدیم که تشخیص بیماری ها را منحصراً بوسیله معاینه مستقیم بیمار و امتحانات بالینی می دادند ، بوسیله گرفتن نبض بسیاری از بیماری ها را تشخیص می دادند. پزشکان قدیمی ایران هند و چین و یونان اختلالات و مشکلات بدنی و انواع گوناگون بیماری ها را بوسیله نبض تشخیص می دادند. دانشمندان اروپایی در چند قرن اخیر به موازات پیشرفت ها و اکتشافاتی که در رشته های مختلف دانش پزشکی نموده اند مطالعات و تحقیقات زیادی نیز درباره نبض داشته اند. عده ای از حکما نبض را ناشی از انبساط مجرای خون می دانستند، و گروهی دیگر تصور می کردند که بر آمدن و یا به جلو افتادن شریان است که نبض را بوجود می آورد، ولی عده ای این عقیده را داشتند که این پدیده معلول دراز شدن و کشیده شدن مجرای خون است، و بالاخره نظر گروهی این بوده است که علت را در برخورد و تصادم خون با جدار شریان می دانستند.


نبض چیست ؟

نبض حرکت شریان ها را گویند، هر انقباض بطن چپ مقداری خون وارد آئورت می نماید که موجب انبساط آن می گردد. این انبساط مانند موجی در طول تمام شرائین انتشار می یابد زیرا بافت شرائین(و کلا همه عروق )ارتجاعی و کش می آید. برای اینکه عبور موج را حس کنیم بهتر است انگشت را روی شریانی بگذاریم که روی یک سطح استخوانی قرار گرفته باشد تا آنکه بالا و پائین آمدن جدار شریان به خوبی محسوس گردد این حرکت جدار شریان را نبض می نامند. در افراد بالغ ، «سرعت طبیعی نبض» عبارت از هفتادو دو ضربان در هر دقیقه است، اما عواملی از قبیل سن و جنس و قامت و غیره در تعداد ضربانات نبض موثر می باشند. عواملی که باعث تغییر میدان نوسان نبض می گردد عبارتند از، نیروی انقباض بطن قلب ، حجم‌ خون و چگونگی فشار شریانی و پاره ای عوامل موضعی از قبیل قطر داخلی شریان و مسافتی که شریان را از قلب جدا می سازد ،در سرعت نبض (یعنی در تکرار ضربانهای قلب)‌عواملی دخیل هستند که پاره ای از این عوامل تاثیر خود را در جهت واحدی اعمال می کنند و در نتیجه همسوو مقوی یکدیگر می باشند ، لکن پاره ای دیگر در جهت معکوس بوده و لذا اثرات عوامل دسته اول را تخفیف و تقلیل می بخشند از انواع دسته بندی شده آن چنین است:

نظم نبض 

در این نبض ، حرکت اختلافی بر یک نظام مبتنی می باشد و این چیز را اظهار مـی کنـد کـه آن اختلافـی کـه در نبض بوجود آمده آیا بر نظم خود باقی است یا خیر؟ نبض مختلف ٢ نوع است: 

۱- مختلف منظم:

آن نبضی است که حرکت اختلافی نبض بر یک نظام استوار باشد و این امـر اظهـار مـی کنـد کـه اختلافی که در نبض بوجود آمده موجود است و به نظم خود هم چنان باقی است.

۲- مختلف غیر منظم:

این نبض، مخالف نبض مختلف منظم می باشد گویا این امر را اظهار می کند که حالات نـبض بدون وجود یک نظام خاص عوض می شود مانند این که یک نبض اولش سخت باشد بعد نرم و بعد سخت و …
نکته:
حکما این قسم دهم را از اجناس مستقل نبض به شمار نیاورده اند نظر آنها ایـن اسـت کـه جـنس نهـم و دهم با هم یک جنس هستند ، یعنی جنس دهم نبض ، اقسـام جـنس نهـم اسـت کـه البتـه مـراد از ایـن نـبض برگشت به حالت صحت است و گرنه در این امر چیز دیگری وجود ندارد و نبض نهم هم اختلاف نبض های دیگر را نمایان می کند از این امر این مطلب ظاهر می شود که مریض میمیرد یا به موت نزدیک می شود.
نبض شناسی در طب سنتی- عطار ایرانی

نبض مرکب

نبض مرکب به نبضی گفته می شود که در آن چند نبض مفرد با همدیگر جمع شده و یک حالت مرکب را به وجود بیاورند در این بخش اطباء چند مورد نبض مرکب را بیان نموده اند که بوسیله ی انها بعضی از حالات بدن انسـان ظاهر می شود و در امراض خاص آن حالتی که مرکب از اجزای مفرد نبض باشد بوجود می آید و فایـده اش ایـن است که یک طبیب می تواند به راحتی به تجربه ی گذشتگان دسترسی پیدا کند در ذیل به چند نـبض مرکـب اشاره می شود:

۱- نبض عظیم:

نبضی است که در طول و عرض و ارتفاع زیاد باشد یعنی در هر سه حالت مایل به زیادتی باشد که علامت قوت و حرارت و رطوبت بدن می باشد.

۲- نبض صغیر:

در مقابل نبض عظیم است که در حالات خود مخالف با نبض عظیم است.

۳- نبض معتدل:

در میان نبض عظیم و صغیر است که بر اعتدال سه حالت مذکور دلالت می کند.

۴- نبض غلیظ:

نبضی است که فقط در عرض و ارتفاع زیاد باشد و به سردی و رطوبت دلالت می کند . در مقابـل آن نبض دقیق است و حالت اعتدال آن هم نبض معتدل می باشد(طبق نظر حکیم محمد اعظـم خـان در کتـاب«نیـر اعظم» این قسم از نبض وجود خارجی نمی تواند داشته باشد زیرا در این قسـم طـول آن در نظـر گرفتـه نشـده است و اشیا خارجی باید دارای ابعاد ثلاثه-طول، عرض و ارتفاع- باشند.)

۵-نبض غزالی:

نبضی که بعد از ضـربه زدن اول بـه انگشـت ضـربه ی دوم را چنـان زود بزنـد کـه تـواتر آنهـا برقـرار و احساس سکون نشود ، این نبض بر قلت روح و نسیم دلالت می کند و معنی غزال همان آهو است کـه تشـابه اسمی آنها به خاطر تندی در حرکت است.

۶- نبض موجی:

نبضی است که با وجود پر بودن شریان ها از لحاظ تراکم مقدار مختلف است یعنی از یک جا بلند و از جای دیگر صغیر و از یک جایگاه عریض و دیگری ضیق باشد، گویا مانند دریا که موج پشت سر هم می زند کـه یکی بعد دیگری دنبال هم هستند و چنین نبضی بر «رطوبت» دلالت می کند که به امراضی مانند استسقاء ، فلج و سکته اشاره دارد.

۷- نبض دودی(کرمی):

نبضی که مانند حرکت (کرم) باشد این نبض در بلندی مانند موجی می باشد ولیکن عریض و ممتلی نمی باشد یعنی این نبض مانند نبض موجی هست ، ولیکن موج های این نبض ضعیف هستند ، گویـا این نبض در مقابل نبض صغیر است چنین نبضی بر سقوط قوا دلالت می کند لیکن سقوط قوا کامل انجام نشده است و این نبض را دودی می گویند چون مانند حرکت حشره ای که زیاد پا دارد.

۸- نبض نملی(مورچه ای):

نبضی است که خیلی صغیر و متواتر است چنـین نبضـی بـر سـقوط کامـل قـوه و قریـب الموت بودن دلالت می کند. در واقع این نبض مشابه به نبض دودی است ولیکن از آن صغیرتر و متواتر تر است.

۹- نبض منشاری(اره ای):

این نبض خیلی بلند و سخت و متواتر و سرد می باشد و در بلندی و ضربه ی ایـن نـبض اختلاف می باشد در این نبض بعضی اوقات شریان ضربه ی تندی می زند و بعضی اوقات هم ضربه ی آرام مـی زند که در بعضی جایگاه ، بلند تر و در بعضی دیگر پست تر می باشد. یعنی چنین معلوم مـی شـود کـه حرکـت نبض هنگام سقوطش یک ضربه ای می زند که در یک جا بلند حس می شود و در جای دیگـر پسـت حـس مـی شود این نبض بر ورم اعضاء خصوصا در شش ها و عضلات دلالت می کند.

۱۰- نبض ذنب الفار(دم موشی):

نبضی است که اختلاف اجزای آن از کمـی بـه زیـادی و یـا از زیـادی بـه کمـی مـی باشد، مانند دم موش که از یک سمت باریک و از سمت دیگر کلفت می باشد . ایـن نـبض از یـک جایگـاه شـروع می شود و به عظیم یا صغیر ختم می شود و دوباره به سمت اول باز می گردد که دلالت بر ایـن اسـت کـه قـوا ضعیف شده است و بعد از ضعف دوباره درست می شود اگر این نبض در وسط منقطع شود علامت بدی است.

۱۱- نبض مطرقی(چکشی):

نبضی است که بر جسم یک ضربه ای بزند و فی الفور ضربه ی دیگری هم بزند و مجددا وقفه داشته باشد و دوباره دو تا ضربه بزند . این ضربه ها و نبض را «مطرقی» می گویند چـون ضـربه اش ماننـد چکش می باشد وقتی با چکش بر آهن با دست سست ضربه بزنیم فورا برای ضربه دوم خودش را آماده کرده و ضربه دوم را می زند که این ضربه ی دوم ربطی به فاعل فعل ندارد. این نبض بر ضعف عمومی دلالت می کند.

۱۲- نبض ذوالفتره(دارای سکون):

این نبض در حین حرکت در جایی می ایستد که آن جا موقع حرکـت آن نـبض بـوده لذت در چنین حالتی سکون یافت می شود . این نبض هم برای مریض علامت خوبی نیست.

۱۳- نبض الواقع فی الوسط(متحرک در وسط):

این نبض در جایی حرکت می کند که توقع سکون مـی رود ایـن نـبض مخالف ذوالفتره است.

۱۴- نبض مسلی(جوالدوزی):

این نبض از وسط کلفت می باشد و از طراف نازک مانند آن کـه دو سـمت انتهـایی دم موش را به هم چسبانده باشند که از یک جانب نازک و از جانب دیگر باشد و طرف دیگرش هم نازک باشد که به ضخامت ختم شود این نبض هم علامت ضعف بدن است.

۱۵- مرتعش(لرزنده):

نبضی که در آن حالت رعشه احساس شود این نبض بر نهایت ضعف بدن دلالت می کند.

۱۶- ملتوی(پیچیده):

نبضی است که در آن چنین احساس شود که حالت شریان مانند یک نخ پیچیـده و تـاب خـورده است. این نبض علاوه بر کمی قوا بر قلت حرارت طبیعی و رطوبت نیز دلالت می کند.
2784
0
 
2
دیدگاه ها